همش کافیست چند دقیقه دیگر بگذرد و من همچنان به سکوتم
اینجا ادامه بدهم. هیچ اتفاق خاصی نمی افتد و بعد فروردین 88 از لیست ستون آرشیو
اینجا حذف میشود. همه چیز به همین سادگی است. اما گاهی وقتها میبینی که آدم با
اینکه حرفی ندارد، یا آنقدر سرحال نیست که حرفش را بزند، یا حوصله این همه اتفاق ریز
و درشت این حوالی را ندارد که بیاید و علیرغم همهی بالا و پایین روزگار چیزی
بنویسد، میآید و چند خط را پشت سر هم ردیف میکند که این برهه از زندگیش یک
یادگاری داشته باشد فقط. یک یادگاری کوچک توی این صفحه پشت عنوان "فروردین
88". بعد شاید کافیست با خودش فکر کند که چه چیزهای دیگری بودهاند توی
زندگیش که اینطورند؟ که کدام کارها را کرده که فقط یک ردی بماند؟ که یک فصلی توی
ذهنش باز بماند و فراموش نکند که روزی روزگاری او هم بوده و از کنار تمام کارهای
کرده و ناکرده گذشته است...
+
دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 23:34
|