تبليغاتX
تاب
تار میشد. سمت راستی بود. توجهی نمی‌کردم. دیدم که نه! خیال بهتر شدن ندارد. میرفتم دائم به این دو تا کلینیک نزدیک خانه و هر بار از شدت شلوغی پشیمان میشدم و برمیگشتم. میگفتند مال فشار عصبی است. میگفتند مویرگهاش پاره شده. آنقدر بی‌خیالش شدم که دیگر آن نقطه سیاه وسط دیدم از بین رفت و همه چیز دوباره عادی شد. 
عجبش قرابت زمانی است بین اتفاقاتی که این دور و بر می‌افتد. عصری دیگر حوصله‌ام را تمام کرد بس که می‌سوزاند. راستی ضعیف‌تر شده. شرط میبندم نمیدانی چرا. بس که طفلکی نزدیکتر بود و بیشتر تلاش میکرد برای نگاهی زیر چشمی. بس که اینقدری که کنار هم نشستیم روبروی هم ننشستیم.

+ شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 23:30  | 

من هي لازمست كه به خودم يادآوري كنم  اين فاصله‌اي را كه بين يك عمل و نتيجه‌اش وجود دارد. كه بايد خيلي حواس جمع بود گاهي وقتها كه اگر يك كاري ميكني براي خاطر دل عزيزي كه نتيجه‌اش را بعدترها خواهد ديد، نبايد لزوما تا زمان به نتيجه رسيدن كار صبر كني. نبايد بگذاري كه آن خاطر عزيز مكدر شود كه بي‌توجه مانده‌اي به او، به چيزي كه ازت خواسته يا انتظاري كه ازت داشته. بگذار بداند كه همين حالا شروع كرده‌اي به كار، هرچند كه نتيجه‌اش ممكن است دو ساعت ديگر، دو روز ديگر يا دو سال ديگر  برسد، يا اصلا تو بگو نرسد. يعني حتي اگر ميخواهي كاري را به روشي كه خودت فكر ميكني درست است انجام بدهي و راه و روشي را كه او دلش ميخواهد دوست نداري يا اصلا اشتباه ميداني نشانش بده كه شروع كرده‌اي. نرو دنبال اينكه اينطور درست نيست و آنطور درست است. دليل و مدرك و برهان نيار. نگو كه تو خيالت راحت و برو و سروقتش بيا و نتيجه را تحويل بگير. خيالش را كه راحت كردي، ميتواني كار را آنطوري كه درست ميداني شروع كني، آنطوري كه بايد تمام كني.

 خواستم بگويم كه آدم خيلي وقتها اين فاصله را نميبيند. اگر هم ببيند خيلي وقتها تاب اين فاصله را ندارد اصلا. اما آن آسودگي خيال را بايد يكجوري بهش هديه داد، وگرنه چه بسا كه فاصله بين عمل و نتيجه‌اش بين خود آدمها فاصله‌ بيندازد.


+ پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 13:8  | 

خوانندگان عزیز و دوستان ارجمند

اینک که ظرف 48 ساعت آینده ناگزیر از انجام 4 پرواز به مقاصد داخلی و از طریق خطوط هواپیمایی کشوری هستم، ضمن ابراز خوشحالی از حضور شما در این وبلاگ لازم میدانم از همه کامنتها، نظرها، ایمیلها و کلیکهای فرد فرد شما در کلیه نقاط جهان سپاسگزاری کنم. ضمن خداحافظی از همه شما بزرگواران به خاطر هرگونه تلخی و بی‌مزگی در پستها، قصور و کوتاهی در پاسخ به نظرات و ایمیلها و هرگونه تندی ناخواسته در هرگونه ارتباط مجازی پوزش خواسته و حلالیت می‌طلبم.
از درگاه خداوند، سلامت و سعادتتان را خواستارم و اميدوارم دعای خير شما بدرقه راهم باشد.
والسلام علینا و علی عبادالله الصالحین

پی‌نوشت: در صورت زنده ماندن مراتب از طریق نظرات همین پست به اطلاع خواهد رسید.

 

+ دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 23:45  |