آدمها سه دستهاند. یک دسته آنهایی هستند که حرفی را پیش خودشان نگه نمیدارند و مهم نیست برایشان که حرفهاشان را به چه کسانی میگویند، هر کسی دم دست بود کم و زیاد میشود محرم همه حرفهاشان. یک دسته دیگر هستند که حرفهای مهمشان را به آدم/آدمهای مهمشان میگویند، به دوستهاشان، یعنی به آنهایی که دانستن این حرفها، این رازها و این اسرار، توی دل آدم را خالی نمیکند که بعدها از شنیدههاشان که صحتش مورد اطمینانشان هم بوده پیراهن عثمان بسازند. که حرفها توی سینه و ذهن و خاطرشان میماند و جایی درز نمیکند. ملاک قضاوت خودشان نمیشود، مترشان توی دستشان نیست که بیایند و اندازهات را بگیرند. یک دسته آخری هم هستند که حرفهاشان را به رهگذرها میزنند. به آنها که میروند و نمیمانند. نه توی زندگیات اثری خواهند داشت که نگران ذهنیاتشان باشی، نه این حوالی میمانند که از لقی دهنشان بترسی. دسته دیگری هم نیست که همه حرفهایش را توی دلش بریزد. من نمیشناسم. شما اگر فکر میکنید میشناسید به خودتان رجوع کنید.