بعضي آدمها هستند كه ذاتا آدم دوماند. انگار نميتوانند نفر اول باشند. اين لزوما به اين معني نيست كه توسط عدهاي ديگر برنامهريزي شوند و مثل يك ماشين رفتار كنند. كه برنامه بدهي بهشان و آنها هم اجرايش كنند. دست كم آندسته از اين آدمها كه اينگونهاند و ماشين وار عمل ميكنند خيلي هم دردسر نيستند. دردسر زماني شروع ميشود كه اين جماعت بخواهند نقش آدمهاي اول را بازي كنند. بخواهند راهكار ارائه كنند. بخواهند برنامه بدهند. آن وقت تمام برنامهها و رفتارهاشان ميشود رفتارهاي انفعالي. همه چيزشان وابسته ميشود به اينكه ديگري چكار كرده كه آنها هم همان كار را بكنند. يا آن كسي كه مقابلشان است چه ميكند كه آنها خنثايش بكنند. فقط امان از وقتي كه اين آدمهاي دوم خودشان را با آن آدمهاي نقش آفرين اول اشتباه ميگيرند.